| مقدمه ای بر هم نوا با بم |
|
|
| مقالات |
| علیرضا محمودی - آوای دل |
| جمعه ، 27 دی 1387 ، 21:46 |
|
افتخار داریم در مسیری گام بنهیم که رهروان ثابت قدمی به آن پای نهاده و در آن حرکت می کنند.خدا را سپاس می گوییم که مجال و زمان را برما فراخ گرداند و راه را گشاد و ذهن را یاری داد تا تنی چند لغت را کنار هم بچینیم و جمله ای بسازیم تا در حد توان و وسعمان قصه ای از درونیات را برایتان روایت کنیم.قصه جانکاه از دست دادن زن و مرد و پیر و جوانی از گوشت و پوست و خون مان را.کودکانی را از دست دادیم که امید و آینده ایران و بم بودند.غرش زمین به یک باره بیش از یکصد هزار نفر را در خود فرو برد تا بار دیگر به ما بفهماند که زندگی جز به دوستی و مهر فرجامی خوش نخواهد داشت.غرش زمین باعث شد بدانیم که هنوز توان دوست داشتن در ما نمرده است.لرزه زمین به ایران و ایرانی یاد داد که جز مودت و دوستی به چیز دیگری نیاندیشیم. در این راه گران و سخت مردمی را الگو قرار دادیم که از تن و جان نوشی آفریدند و آنرا فدای ایجاد امید در دل کودک و جوان مصیبت دیده کردند.ما نیز به نوبه خود تلاشی را آغاز کردیم تا قطره ای باشیم که در سر هوای پیوستن به دریا را دارد.برای این امر یکی از هزار نیت خالص ایرانی را مصداق مشت از خروار قرار دادیم و به آن و پیامد اش تکیه کرده و اندیشیدم.آری هم نوا با بم، آن نشان جاوید است .حاصل تلاش بی چشم داشت همنوعانی که به غایت از شکل گیری این برنامه پنداشته اند که صدا و اندوه موسیقی و کلام غم انگیز می تواند مرحمی باشد بر دل درمندکودکان بی والد و والده!جوان های با همسر بی همسر شده؟کارگران با کار بی کار شده؟اغنیا بوده و فقیر شده؟مصیبت ندیده و مصیبت دیده..در این راه تلاشی را آغاز نمودیم که با دیده تیزبین و خوش ذوق شما مخاطب گرام به بار نخواهد نشست. پرونده پیش رو حاصل زحمات دوستان عزیز و همکاران محترمی است که هر چه در توان شان بوده و هست را بکار گرفتند تا خطاهای هر چند کوچک را بپوشانند و متون خالی از اشکالی اعم از غلط املایی و نگارشی را به رشته تحریر درآورند تا به مذاق اهالی هنر و موسیقی و شما بنشینند.این چند جمله و متن اولین تلاش بنده و دوستان حقیر است در رابطه با جمع آوری و گردآوری متونی در رابطه با موضوعی خاص.یقین داشته باشید که یک انتقاد را به صد تحسین نمی فروشیم و نمی پسندیم.منتظر انتقادات شما هستم تا ادامه راه را آسان تر بپیماییم.
نظرات (1)
![]() نوشتن نظر
|
فریاد و فغان که باز در کوی مغان ابوسعید ابوالخیر |
بیش از اینها ازشما انتظار داشتیم..